
|
|
|
به نقل از وبلاگ مهرآب |

غزه درمحاصره است...
طنطاوي دست برادر دينياش، شيمون پرز را به گرمي مي فشارد.
خادم حرمين شريفين جايزه ترور نصرالله را هر روز بالاتر مي برد.
انجمن حجتيه در واکنش به درگيري جهودها با فلسطينيهاي ناصبي! اللهم اشغل الظالمين بالظالمين مي خواند.
مناديان ذوب در ولايت بالاخره اختلافاتي را که نداشتند با دوستان جدا افتادهشان کنار ميگذارند و در برابر "دشمن" مشترک نداي وحدت سرميدهند.
استالينيست ها در دانشگاه تهران با فرياد مرگ بر ديکتاتور، منجي آزادي خواهشان درگوانتانامو و ابوغريب را صدا ميکنند.
جهانشاهي دوباره چفيه به دوش مي اندازد تا به هم بندانش در اوين هشدار دهد که به مقدسات توهين نکنند.
غزه درمحاصره است...
هنيه چفيه جهانشاهي را به دوش مي گيرد
و بر ظلم زمين خواران مي خروشد: "يا للمسلمين"
عبدالله جردني از خنده ريسه مي رود.
حسنيمبارک با ضجه مادران فلسطيني، عربي مي رقصد.
شيخ کويت تصوير "عماد" را تيرباران مي کند.
سعد حريري براي ليوني، بوسه مي فرستد.
غزه درمحاصره است...
مصر قلب خاورميانه عربي
در چنگال شوم مبارک دست و پا مي زند.
جردن به پادشاه انگليسياش زبان عربي مي آموزد..
در دوحه هواپيماهاي فوق پيشرفته آمريکا قطر شيخ قطر را صبح به صبح اندازه مي گيرند و دبي براي پذيرايي از روسپي هاي اروپايي و خوانندگان لس آنجلسي اش، به کارگران فيليپيني و پاکستاني و بنگلادشي آماده باش داده است.
طالبان زير سايه عمو جرج، بنياد تمدن اسلامي شان را با خشت هاي خشخاش بالا مي برند.
ازبکستان به جايگاه پختاکور در ليگ باشگاه هاي آسيا مي انديشد و تاجيکستان و قرقيزستان و ترکمنستان و قزاقستان با ته لهجه روسي، متون وهابيت را حفظ مي کنند و يا دنبال ماهواره هاي ترکي مي گردند.
▪
اخباري که از غزه مي رسد روايت گر اوضاع وحشتناک ديگر اقاليم رو به قبله است.
در فرياد جانخراش هر مادر فلسطيني کنگره اي در آسيب شناسي جهان اسلام برپاست.
و در چشمهاي منتظر کودکان غزه، طومار سرمقاله نويسان حراف پايتخت هاي اسلامي درهم پيچيده شده است

غزه درمحاصره است...
و جهان اسلام در اشغال!
روياي از نيل تا فرات محقق شده است. صهيونيست هاي دشداشه پوش و فينه به سر و کروات به گردن تمام قد به ياري عشيره عبري شان ايستاده اند.
غزه آزادترين و زنده ترين اقليم جغرافياي اسلامي در غم اشغال جهان اسلام ضجه مي زند وخود را در عملياتي استشهادي به خط زده است تا محاصره را بشکند.
در حالي که حاجيان به شيطان کوچک، ريگ مي کوبند،
فرزندان کوچک ابراهيم، سنگ در مشت به مصاف شيطان بزرگ رفتهاند.
و جبرئيل بر کرانه عرش فرياد مي کشد:
"ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين قالوا ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها ..."
در ملکوت ما لکم، ما لکم پيچيده است.
پروردگارحجت سکوت و قعود را مي پرسد
و ما براي جهاد، حجت مي جوييم.
با سقوط هر دولت صهيونيست اسلامي، يکي از ارکان اسرائيل فرو خواهد ريخت.
اسرائيل نام ديگر آل سعود است.
حسني اولمرت و ايهود مبارک، کارگزاران يک دولتند و ريشه شيطان بزرگ در خاک اسلام آمريکايي است.
غزه درمحاصره است...
و جهان در اشغال.
و طنين ما لکم، ما لکم در گوش جان مومنان.
غزه، قبضه شمشير بيداري اسلامي است.
ذوالفقاري که پرده آمريکا و اسلام آمريکايي را همزمان خواهد دريد

مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر
مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر مرگ بر اشغالگر





شخصی بود كه چندان مقید به احكام شرع نبود
ولی هر وقت در مسیرش به بیرق و پرچم مجالس عزاداری امام حسین (ع) بر می خورد به حضرت سلام می داد .
آن شخص از دنیا رفت و در قیامت پرونده اعمالش را رسیدگی كردند و دیدند جهنمی تمام عیار است ؛
لذا حكم صادر شد كه او را به جهنم ببرند . ملائكه پرونده او را گرفتند و او را به سمت جهنم بردند .
در بین راه آن شخص بیرق امام حسین(ع) را دید . محكم ایستاد و به ملائكه ای كه او را می بردند گفت : من در دنیا هیچ وقت بدون سلام كردن از این بیرقها رد نشدم و الان هم باید بروم یك سلام بكنم ، بعد با شما به جهنم می آیم .
ملائكه گفتند نمی شود ، كار تو تمام است و باید به جهنم بروی . تا این گفتگو بین آنها در گرفت حضرت اباعبدالله (ع) كه پای آن بیرق ایستاده بودند یك نگاه به آنها كردند و با همین نگاه ، آن شخص و ملائكه ی همراهش خود را در حضور حضرت مشاهده كردند .
حضرت فرمودند : گفتگوی شما بر سر چه بود ؟ ملائكه پرونده اعمال آن شخص را تقدیم حضرت كردند . حضرت نگاهی به آن كردند و به آن شخص فرمودند : این چیه ؟ ( یعنی چیز خوبی نیست ) و پرونده را به ملائكه پس دادند .
ملائكه هم راه افتادند تا آن شخص را به جهنم ببرند . اما در بین راه متوجه شدند كه به سمت بهشت می روند . خیلی تعجب كردند . به پرونده آن شخص نگاه كردند . دیدند حضرت با همان نگاهشان زیر نامه اعمال آن شخص نوشته اند : " یا مبدّل السّیئات بالحسنات " : ای كسی كه بدی ها را به خوبی ها تبدیل می كنی . ملائكه هم آن شخص را به بهشت بردند و تحویل دادند .
{مصباح الهدی}



چفیه!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فریادم را چاه باش
به راستی در چفیه چه رازی نهفته است که با عطر و اشک و خون آشناست و هنوز در کنار مرقد امام شهیدان، دستمال اشک مردان بی ادعاست؟
در حسینیه امام ، سینه زده ای؟ چفیه ای که بر شانة قبله قلب هاست ، دیده ای؟
در جمکران، الغوث و الامان ، گفته ای ؟ چفیه ای که راهنمای جست و جو گران مهدی زهرا(ع) است دیده ای؟
در دانشگاه نماز خوانده ای؟ چفیه ای که سجده اهل معناست، دیده ای؟
به بهشت زهرا رفته ای؟ چفیه ای را که در قاب عکسی با قرآن و اسلحه ای همنشین است دیده ای؟
از قطره قطره اشک فرو ریخته بر چفیه ای، فشرده شده لای دندان، حدیث درد خوانده ای؟
چه می خوانی؟ تو هم بخوان!
آه از ترکش تهمت!
فریاد از فراموشی دیروز!
امان از خنجری که از پشت فرود آید و صدا ندارد!
چفیه ...! چفیه! ای شال شب های سرد کردستان ام!
چفیه! ای چتر روز های گرم مهران ام!
چفیه ...! چفیه! ای یادگار یاران و همة آبرویم!
ای آبروی باران و ای ابر آرزویم!
با درد فشار دندان هایم بساز که از درد می سوزم.
فریادم را چاه باش.
مگذار سازِ های هایِ من ، قهقهه ساز صف دشمن باشد!
![]()
اگه همه مثل آقامون احترام چفیه رو نگه می داشتند.........














